|
|
|
|
|
اگه شکرانه ی خوردن میوه ی ممنوعه رو به جا نیاری به اغما می ری و گرفتار یه وجب خاک می شی با رفتن ماه رمضون درهای رحمت بسته می شه بپا لای در نمونی چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد و چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 17:25 توسط علی نصیر
|
|
||
|
|
|
|
|
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني عشق در حيطه فهميدن ما نيست بيا بر گرديم آسمان پاسخ پرسيدن ما نيست بيا بر گرديم گريه هامان چه قدر تلخ ببين رنگ ترحم دارد تا زمين دشمن خنديدن ما نيست بيا بر گرديم
به من اگه اس ام اس نزني غربت ديرينه ام را با تو قسمت ميكنم تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
عشق واقعي تنهايي را به يگانگي مبدل مي سازد . اگر ديگري را دوست ميداري ، اگر مي خواهي ياريش كني ، كمك كن تا يگانه شود . نه نبايد او را اشباع كني .تلاش نكن با حضور خود بگونه اي او را كامل كني . ديگري را كمك كن تا يگانه شود . چنان سيراب از وجود خود كه نيازي به حضورتو نباشد وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمانش را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست. بالا تر از آسمان جايي نيست زيبا تر از گل چيزي نيست عزيزتر از تو کسي نيست . دير گاهيست كه تنها بودم قصه غربت صحرا بودم وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها بودم دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا بودم من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها بودم كاش چشمان مراکوركنيد تا نبينم كه چه تنها بودم تا که بينم به همه جور جفا که چقدر بي دل و رسوا بودم خودم عهد بستم بار ديگركه تورا ديدم،بگويم از تودلگيرم. ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي توميميرم
چيه دلم؟گرفتي!واسه چي داري گريه مي کني؟چيه دلم؟شکستي!واسه کي داري گريه مي کني؟چيه دلم؟غريبي!چي ديدي داري گريه مي کني؟مي گي گذاشته رفته اوني که مثله نفس بود!مي گي دلت رو شکسته اوني که همه کست بود!مي گي رفت و نموندش پاي همه حرف هايي که زده بود عاشقان تو همه نام و نشاني دارند آنکه در کوي تو بي نام ونشان است منم هنوز ريشه زاييده در بهار مني به باغ عشق گل سرخ اعتبار مني شب و غروب و کف و باد و موج مي ميرند تو اي کرانه آرام ماندگار مني چشم من نگاه کن فقط به من نگاه کن از دل ديونه نترس به پاي من گناه کن زمونه اي که عشقتو به سکه اي نمي خرن بايد دلارو بشکني تا به تو آفرين بگن عشق يعني: كاش مي دانستم چيست همه واسه دوستاشون گل مي فرستن من ماندم واسه گلم چي بفرستم يادت مياد روزي كه اون گل رو بهم دادي گفتي كه ؛گلها بي معرفتن ،زود خشك ميشن ،زود از پيش ادم ميرن ولي اشتباه كردي چون گلي كه بهم دادي انجاست رو به روم روي ديوار ،يه كمي خشك شده ولي تركم نكرده باهام مونده.....ولي تو.....گل هست اما تو نيستي ،تو رفتي ،تو بي وفاتر بودي هركسي تو را دوست داره 4 تا مريضي ميگيره : وقتي ازت دورم فكر نكني فراموشت مي كنم
قلبم آسمان مي شود ، شوق ديدار تو را قاصد بيراه چه داند ؟ حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست، من پرستوي خزان ديده وخاموش توام
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 17:18 توسط علی نصیر
|
|
||
|
|
|
|
|
دستت رو بذار روی قلبت ..این ساعت عمرت که داره تیک تیک میکنه....جالبه همونی که بهت زندگی میده برات شمارش معکوس رو شروع کرده --- منتظر باش اما معتل نشو....تحمل کن اما توقف نکن....قاطع باش اما لج باز نباش....صریح باش اما گستاخ نباش....بگو اره اما نگو حتما....بگو نه اما نگو ابدا --- عشق آن نيست که به هم خيره شويم !عشق آن است که هر دو به يک سو بنگريم ...--- عشق تنها مرضی است که بيمار از آن لذّت می برد !--- يادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرين برای همه ی عمر !--- اي تماشايي ترين مخلوق خاكي در زمين! آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم .--- كسي كه الفبا رو اختراع كرد يه اشباهه خيلي خيلي بزرگي كرد و اونم اين بود كه : ميون I و U رو فاصله انداخت!--- چند واقعيت !* دنيا گلي است که گلبرگ هايش خيالي و خارهايش حقيقي است!* خوشبخت ترين انسان کسي است که خداوند دلي پر از احساس به او داده باشد!--- رابطهي سيمان با دوستداشتن !دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه --- اشک ريختن واسه سبز چشات يه عادته.....دوري و نديدنت براي من مثال يک حکايته فکر نکني حرف دلم براي تو شکايته.....کي گفته زندگي براي من بدون تو خيلي راحته نکنه اون دل تو از دست دل من ناراحته.....مي دوني بدجوري اين دل من عاشقته؟ آرزوي من تو اين شبها وصال روي ماهته.....تنها مرهمم تواين روزها عکسهاي يادگاريته گفته بودن يه روز دل شکستن و رفتن کارته.....رفتن تو اي عشق من نگفتي آخر قرارته يکي به من بگه کجاي اين عدالته؟.....به من بگو امروز چرا دشمن من کنارته؟ زياد رومانتيك شدن ضرر داره اينها رو بخون اس.ام.اس و جكهاي شيلا :.. اينم واسه خارجيهاي مقيم ايران !woman to her husband: chaker e fucketim, husband to his wife: fucker e chaketim. --- شب بود. چشمش برق ميزد. پاهاشو باز کردم. سينه هاش رو ماليدم. خيلی از اين کار لذت ميبردم . چون براي اولين بار بود که گاو ميدوشيدم !!--- كجائي؟ همدم شبهام! هرشب باهام تو رختخوابي و به پاهام چسبيدي، هروقت ميرم بيرون، دلم برات تنگ ميشه، با تو خيلي راحتم؛ كجائي پيژامه من؟ --- بكن! بكن تا ديگه نتوني از جات بلند شي! اونقدر بكن تا ديگه مخ از سرت بپره !آره... چت كردن مخ رو از سره آدم ميندازه! بكن !--- زنان در سنين مختلف :8 سال : اونو رو تخت مي برن و براش داستان مي گن18 سال : يه اون داستان مي گن تا ببرنش رو تخت28 سال : براي بردنش رو تخت احتياج به گفتن داستان نيست38 سال : برات داستان ميگه تا تو رو ببره رو تخت48 سال : براش داستان مي گي تا تو رو نبره رو تخت58 سال : يه داستان بايد جور كني تا از رو تخت بتوني فرار كني--- زني كه در حمام بزرگ رشت به خانوما واجبي مي داد فوت مي كنه . مردا تو مراسمش مي گن : خدا رحمت كنه خير و نسا رو كه شب جمعه ها برق مي نداخت اونجا رو --- تركه سومين بچه شم ديابتي ميشه ميگه خدايا اين ؟يره به من دادي يا كله قند --- نگریستم به گریستنت گریستم به نگریستنت... گریستم و تو نگریستی ...نگریستم و تو گریستی... گریستم تا نگریستی ...--- شهادت جان سوز، جان گداز، جان كاه، جان اف كندي، جان فورد، جان تراولتا، جان علي، جان نثار ، جان من، جان هرکی دوست داری سرکاری !............--- اين هم چندتايي اس ام اس :.. خدايا به هر که دوست ميداری بياموز که اس ام اس 15 تومان بيشتر نيست و به هر که بيشتر دوست ميداری بياموز که ارزش يک دوست بيش از 15 تومان است ...( شريعتي 2007)--- Wu da da wu dada ju o na ka da la ka da la a ju ga na na na ni da leyo do mok no na ni a ni li a ni li a ni no ne he i ya di i ya he i ya na la ni no o ni do آهنگ تيتراژ سريال جواهری در قصر (یانگوم )--- اميدوارم هميشه سبز و با نمك باشي مثل آب بيني --- تو هديه الهي از سوي خداوندي براي سينه پر درد من ...عطر وجودت را براي شفا مي بويم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 15:38 توسط علی نصیر
|
|
||